-
1390/01/27 06:22 بعد از ظهر
#1
سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم
با سلام
انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم و اتقوا الله اعلکم ترحمون
همانا مومنان با یکدیگر برادرند پس میان برادران خود در صورت اختلاف و نزاع صلح و اشتی برقرار کنید و از خدا پروا کنید تا مورد رحمت قرار گیرید
این ایه رابطه مومنان با یکدیگر را همچون رابطه دو برادر دانسته که در این تعبیر نکاتی نهفته است از جمله
1 دوستی دو برادر عمیق و پایدار است
2دوستی دو برادر متقابل است نه یک سویه
3دوستی دو برادر بر اساس فطرت و طبیعت است نه جاذبه های مادی و دنیوی
4 دو برادر در برابر بیگانه یکانه اند و بازوی یکدیگر
5اصل و ریشه دو برادر یکی است
6توجه به برادری مایه گذشت و چشم پوشی است
7در شادی او شاد ودر غم او غمگین است
امروزه برای اظهار علاقه کلمات رفیق و دوست همشهری و هم وطن وووو بکار می رود و اما اسلام کلمه برادر را بکار برده که عمیقترین وا زهاست
در حدیث دو برادر دینی به دو دست تشبیه شده اند که یکدیگر را شستشو می دهند
حجرات ایه دهم
محجه البیضاء ج3 ص319
-
-
1390/01/27 06:22 بعد از ظهر
ذی طوی
لیست موضوعات تصادفی این انجمن
-
1390/02/04 05:44 بعد از ظهر
#2
عدالت در محضر انبیاء
عدالت
o چون در اين آيه سه بار سخن از عدالت بكار رفته (فاصلِحوا بينهما بالعَدل و اقسِطوا انّ اللّه يحبّ المقسطين )
چند جمله اى درباره عدالت بيان مى كنيم :
1 آفرينش بر اساس حقّ وعدل است . ((بالعَدلِ قامَت السّموات ))
2 بعثت انبيا نيز براى آن است كه مردم قيام عادلانه داشته باشند. (لِيَقومَ النّاس بِالقِسط)
3 عدالت ، زندگى و ظلم ، مرگ است . ((العَدلُ حياة و الجور ممحات ))
4 يك ساعت رفتار عادلانه ، از هفتاد سال عبادتى كه تمام روزهاى آن روزه وشب هاى آن بيدارى باشد بهتر است .
5 دعاى رهبر عادل ، مستجاب است .
6 اگر ميان مردم به عدالت عمل شود، آسمان رزقش را و زمين بركاتش را با اذن خداوند مى فرستد.
7 امام كاظم عليه السلام فرمود: اگر در مردم عدالت مستقرّ شود همه بى نياز مى شوند. و فرمود: عدالت از عسل شيرين تر است .
8 امام كاظم عليه السلام ذيل تفسير آيه (يحيى الارض بعد موتها) كه خداوند زمين مرده را زنده مى كند فرمود: خداوند مردانى را مبعوث مى كند كه عدل را برقرار نمايند و زمين با برقرارى عدل زنده مى شود.
9 حضرت زهرا عليها السلام فرمود: عدالت آرام بخش دلهاست(آرى مردم با فقر مى سازند، ولى نسبت به تبعيض و بى عدالتى تحملّى ندارند وعصبانى مى شوند)
عدالت در مكتب انبيا
o كلمه عدالت معمولاً همراه با كلمه قانون و بى عدالتى معمولاً پشت پازدن به قوانين است . در اين صورت اگر اصل قانون براى بشر بى ارزش و سست باشد، با چه انگيزه اى مى توان بدان عمل نمود؟ قانونى كه ساخته دست بشرى همچون خود ماست ، قانونى كه هر روز در حال تغيير و تحوّل است ،
قانونى كه در آن منافع افراد و احزاب نهفته شده ، قانونى كه برخاسته از افكار ناپخته و اطلاعات محدود و تحت تاءثير غرائز، نژادپرستى و ملّت گرائى ، تهديد، تطميع و هوسهاى خود و ديگران وضع شده است ،
قانونى كه در هر منطقه به شكلى است و در هر زمان وتاريخى تغيير مى يابد و هر ابرقدرتى به خود حقّ وتو در آن را مى دهد،
قانونى كه از قانون گزارش انواع لغزشها، عيب ها و خصلت هاى زشت ديده شده است و خود قانون گزاران به آن عمل نمى كنند،
آيا اين نوع قوانين مى تواند براى انسان قداست و كرامت داشته باشد و براى جامعه عزّت ، شرافت و زمينه رشد ايجاد كند؟! آيا تخلّف از اين نوع قوانين ظلم و خلاف عدالت است ؟!
امّا قوانين انبيا كه از طرف خداوندى است كه خالق انسان و برخاسته از علم ، حكمت و لطف بى نهايت اوست و آورنده آن معصوم و خود اوّلين عامل به آن است ، قانونى كه از هيچ ابرقدرت ، فرد، گروه ، حزب و قبيله اى متاءثّر نشده است ، اين نوع قانون به خاطر قداست و كرامتى كه براى انسان دارد، انگيزه عمل به آن قوى است و تخلّف از آن ظلم و بى عدالتى محسوب مى شود.
o عدالت ، يكى از محورهاى اصلى اسلام است به طورى كه در ميان صفات خداوند، بعد از توحيد مطرح شده است . چنانكه در مرجعيّت دينى ، امام جمعه و جماعت ، قاضى ، شاهد و مسئول بيت المال عدالت شرط لازم است .
اگر به عدالت با ديد وسيعى نگاه كنيم ، خواهيم ديد كه در تمام برنامه هاى اسلامى به مسئله عدالت و تعادل و دورى از افراط و تفريط به نحوى توجّه شده است از جمله :
1 عدالت در عبادت تا آنجاست كه در كتاب هاى روايى با عنوان ((باب الاقتصاد فى العباده )) يعنى ميانه روى در عبادت رواياتى نقل شده است .
2 عدالت در كار و تفريح .
3 عدالت در محبّت و غضب .
4 عدالت براى دوست و دشمن .
5 عدالت در توليد و مصرف .
6 عدالت در تشويق و توبيخ .
7 عدالت در تقسيم بيت المال و وصيّت اموال شخصى .
8 عدالت در ميان همسران ، فرزندان ، دوستان وهمكاران .
9 عدالت در قضاوت ، حتّى در نگاه به طرفين دعوا.
10 عدالت در قصاص .
11 عدالت در جنگ .
12 عدالت در برخورد با حيوانات تا آنجا كه حضرت على عليه السلام به مسئول جمع آورى زكات سفارش مى كند كه اگر در مسير راه خواستى بر حيوانى كه به عنوان زكات گرفته شده سوار شوى بايد مراعات عدالت را بكنى مثلاً اگر چهار شتر به عنوان زكات گرفته شده و شما دو ساعت در راه هستى ، هر شترى را نيم ساعت مركب خود قرار دهى .
در جاى ديگر مى خوانيم : اگر يكى از حاجيان بخاطر زود رسيدن به مكه حيوانش را بيش از معمول خسته كرده باشد، گواهى او را در مسائل حقوقى نپذيريد. چون او نسبت به حيوان خود ظلم كرده است .
به هر حال عدالت در اسلام در همه چيز مى باشد، حتّى اگر كودكى در مكانى از مسجد نشسته باشد و او را از جاى خود بلند كرده ودر آن مكان نماز خوانديم نمازمان ايراد دارد.
نمونه ها
# قرآن به كسانى از مردم حجاز كه براى خود امتيازى قائل بودند و مسير خود را از ساير مردم جدا مى كردند دستور داد از همان طريقى كه مردم مراسم حج را انجام مى دهند انجام دهيد (اَفيضوا من حَيثُ اَفاضَ النّاس ) و هرگاه ثروتمندان از انبيا تقاضاى طرد فقرا را داشتند، پاسخ مى شنيدند كه هرگز آنان را طرد نمى كنم . (ما اءنَا بِطارِد الّذين آمنوا)
# پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در آخرين سفر خود، مردم را جمع كرد و فرمود: مردم از هر نژاد و قبيله اى باشند برابرند.
# بعضى سياستمداران و مصلحت انديشان از حضرت على عليه السلام درخواست كردند كه سهم فقرا و بردگان را از سهم افراد برجسته جدا كن و به نخبگان اجتماعى سهم بيشترى بده تا پايه هاى حكومتت محكم شود و آنان كارشكنى نكنند و به معاويه ملحق نشوند. حضرت فرمود: آيا مى خواهيد كه من باج بدهم ؟!! هر كس خواست بماند و هر كه خواست برود.و همين امام عزيز در آغاز حكومتش فرمود: تمام ولخرجى هايى كه در زمان قبل از من بوده را پس گرفته و به بيت المال واريز مى كنم ، حتّى اگر براى مهريه همسرانشان يا خريد بردگان صرف شده باشد.
# حضرت على عليه السلام مى فرمود: حتّى اگر مال از شخص من باشد به طور مساوى تقسيم مى كنم تا چه رسد به اينكه مال خدا (وبيت المال ) باشد.
# رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند: اوّل كسى كه به دوزخ مى رود، حاكمى است كه به عدالت رفتار نكند.
# در حديث ديگرى مى خوانيم : اگر كسى سرپرست ده نفر باشد ولى ميان آن افراد به عدالت رفتار نكند، در قيامت دست و پا بسته محشور مى شود
o اينها گوشه اى از نكاتى بود كه براى من طلبه از آيه كشف شد، جانم فداى كتابى كه در هر كلمه آن درسهايى است كه زمين و زمان آن را كهنه نمى كند.
براى آنكه بهتر به عظمت اين كتاب پى ببريم از شما مى خواهم يك سطر بنويسيد كه در هر كلمه آن نكاتى جاودانه و كارگشا و صحيح و منطقى نهفته باشد!!
# پروردگارا! تو را به حقّ هر كلمه اى از قرآن ما را بعد از آنكه هدايت كردى ، دچار لغزشها قرار مده !
ادامه دارد ......
تفسير سوره حجرات
تاليف : حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محسن قرائتى
بحار، ج 33، ص 493.
حديد، 25.
آثارالصادقين ، ج 12، ص 435.
جامع السعادات ، ج 2، ص 223.
وسائل الشيعه ، ج 7، ص 108.
كافى ، ج 3، ص 569.
كافى ، ج 1، ص 541.
كافى ، ج 7، ص 274.
من لا يحضر، ج 3، ص 567.
هج البلاغه ، نامه 25.
وسائل الشيعه ، كتاب الحج .
توضيح المسائل .
بقره ، 199.
هود، 29.
سفينة البحار، ج 2، ص 348.
وسائل الشيعه ، ج 15، ص 107.
نهج البلاغه ، خطبه 15.
نهج البلاغه ، خطبه 126.
ميزان الحكمة .
ميزان الحكمه .
-
-
1390/02/05 05:39 بعد از ظهر
#3
اخوّت و برادرى
اخوّت و برادرى
O يكى از امتيازات اسلام آن است كه اصلاحات را از ريشه شروع مى كند. مثلا مى فرمايد: (اِنّ العِزّة لِلّه جَميعاً)( تمام عزّت براى خداست ، بعد موعظه مى كند كه چرا به خاطر كسب عزّت به سراغ اين و آن مى رويد. يا مى فرمايد: (انّ القوّة لِلّه جَميعاً)( تمام قدرت ها از اوست ، بعد نتيجه مى گيرد كه چرا هر ساعتى دور يك نفر هستيم !؟
در اين آيه نيز مى فرمايد: همه مؤ منين با يكديگر برادرند، بعد مى فرمايد: اكنون كه همه برادر هستيد، قهر و جدال چرا؟ پس همه با هم دوست باشيد.
بنابراين براى اصلاح فرد و جامعه بايد مبناى فكرى و اعتقادى را اصلاح كرد، بعد رفتار انسان را.
O طرح برادرى واُخوّت وبكارگيرى اين واژه ، از ابتكارات اسلام است . در صدر اسلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقه ((نخيله )) حضور داشتند كه جبرئيل نازل شد و فرمود: خداوند ميان فرشتگان عقد برادرى بسته است ، حضرت نيز ميان اصحابش عقد اُخوّت بست و هر كس با ديگرى كه همفكرش بود برادر مى شد. مثلاً:
ابوبكر با عمر عثمان با عبدالرحمن سلمان با ابوذر طلحه با زبير مصعب با ابوايّوب انصارى حمزه با زيدبن حارثه ابودرداء با بلال جعفر طيّار با معاذبن جبل مقداد با عمّار عايشه با حفصه ام السلمه با صفيّه و شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با حضرت على عليه السلام برادر شدند.)
در جنگ اُحد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دستور داد دو نفر از شهدا (عبداللّه بن عمر و عمربن جموح ) را كه ميانشان برادرى برقرار شده بود، در يك قبر دفن كنند.)
O برادرى نسبى در روزى گسسته خواهد شد، (فلا اَنساب بينهم )( ولى برادرى دينى حتّى روز قيامت پايدار است . (اِخواناً على سُرُرٍ متقابِلين ))
O اُخوّت در ميان زنان مؤ منه نيز هست ، چنانكه در جاى ديگر تعبير اخوّت در مورد زنان نيز بكار رفته است . (وان كانوا اِخوَة رجالاً و نساءً))
O برادرى بايد تنها براى خدا باشد، اگر كسى با ديگرى بخاطر دنيا برادر شود، از آنچه در نظر دارد محروم مى شود واين گونه برادران در قيامت به صورت دشمن در مى آيند.) قرآن مى فرمايد: درقيامت دوستان با هم دشمنند جز متّقين . (الاَخلاّءُ يَومئذ بَعضهم لِبَعض عَدوُّ الاّ المتّقين ))
O آنچه مهم تر از گرفتن برادر است ، حفظ برادرى است و در روايات از كسانى كه برادران دينى خود را رها مى كنند به شدّت انتقاد شده است تا آنجا كه سفارش شده است كه اگر برادران از تو فاصله گرفتند، تو با آنان رفت و آمد داشته باش . ((صِلْ مَن قَطعك ))
O در روايات مى خوانيم : از ميان برادران دينى به كسانى كه سابقه بيشترى دارند توجّه بيشترى كنيد و اگر از آنان لغزشى مشاهده شد تحمّل كنيد. واگر بخواهيد در انتخاب برادر به دنبال افراد بى عيب باشيد، بدون برادر مى مانيد.)
O در روايات براى كسانى كه مشكل برادران دينى خود را حل نمايند، پاداش هاى بزرگى در نظر گرفته شده تا آنجا كه مى خوانيم : اگر شخصى مشكلى را از برادرى برطرف كند، خداوند صد هزار حاجت او را در قيامت حل مى كند.)
O امام صادق عليه السلام فرمود: مؤ من برادر مؤ من است ، مانند يك جسد كه اگر بخشى از بدن ناراحت شد همه بدن ناراحت است سعدى اين حديث را به شعر درآورده است :
بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو كز محنت ديگران بى غمى نشايد كه نامت نهند آدمىحقوق برادرى
O رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: مسلمان بر برادر مسلمانش سى حق دارد كه بايد آن حقوق ادا گردد از جمله :
1 عفو و مهربانى . 2 پنهان كردن اسرار. 3 جبران اشتباهات . 4 قبول عذر. 5 دفاع در برابر بدخواهان . 6 خيرخواهى . 7 عمل به وعده ها. 8 عيادت به هنگام بيمارى . 9 تشيع جنازه . 10 پذيرفتن دعوت و هديه او. 11 جزا دادن به هداياى او. 12 تشكّر از نعمت هايى كه از جانب برادر دينى خود دريافت مى كند. 13 كوشش در يارى رسانى به او. 14 حفظ ناموس او. 15 برآوردن حاجت او. 16 واسطه گرى براى حل مشكلاتش . 17 گمشده اش را راهنمائى كند. 18 به عطسه او تهنيت گويد. 19 سلامش را پاسخ دهد. 20 به سخن وگفته او احترام گذارد. 21 هديه او را خوب تهيه كند. 22 سوگندش را بپذيرد. 23 دوست او را دوست بدارد وبا او دشمنى نكند. 24 او را در حوادث تنها نگذارد. 25 هر چه را براى خود مى خواهد براى او نيز بخواهد و.
O در حديث ديگرى مى خوانيم : پيامبراكرم صلّى اللّه عليه و آله بعد از تلاوت آيه (انّما المؤ منون اِخوَة ) فرمودند: خون مسلمانان با هم برابر است ، اگر ساده ترين افراد آنان تعهّدى كرد، همه آنان موظّفند به آن تعهّد پايبند باشند. مثلاً اگر يك مسلمان عادّى به كسى پناه يا اَمان داد، ديگران بايد به آن تعهّد پايبند باشند و همه در برابر دشمن مشترك ، يك دست بسيج شوند. ((و هم يَدٌ على مَن سَواهم )))
O حضرت على عليه السلام به كميل فرمود: اگر برادرت را دوست ندارى ، برادر تو نيست )
O انسان ، با ايمان كامل مى تواند در مَدار اولياى خدا قرار بگيرد، ((سَلمان مِنّا اهل البيت ))سلمان از ما اهل بيت است . همان گونه كه با كفر، از مَدار خارج مى شود. چنانكه خداوند در مورد فرزند نوح به آن حضرت فرمود: (انّه ليس من اهلك )و از تو نيست .
بهترين برادر
O در روايات نشانه بهترين برادر را اين گونه مى خوانيم :
بهترين برادران تو كسى است كه دلسوز و خيرخواه تو باشد و حتّى با تندخوئى تو را به سوى اطاعت خدا سوق دهند، مشكل تو را حل نمايد و براى خدا با تو دوست شده باشد، رفتارش تو را رشد دهد، گفتارش به دانش تو بيفزايد، به سراغ لغزشهاى تو نرود و از اينكه در دام هوسها بيفتى جلوگيرى نمايد و اگر عيبى ديد تذكّر دهد.
نسبت به نماز توجّه داشته باشد و اهل حيا و امانت و صداقت باشد و در تنگدستى و توسعه تو را فراموش نكند
تفسير سوره حجرات
تاليف : حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محسن قرائتى
يونس ، 65.
بقره ، .بحار، ج 38، ص 335.
شرح ابن الحديد، ج 14، ص 214 ؛ بحار، ج 20، ص 121.
مؤ منون ، 101.
حجر، 47.
نساء، 176.
بحار، ج 74، ص 167.
زخرف ، 67.
بحار، ج 78، ص 71.
ميزان الحكمه .
ميزان الحكمة (اخوة )
كافى ، ج 2، ص 133.
بحار، ج 74، ص 236.
تفسير قمى ، ج 1، ص 73.
تحف العقول ، ص 171.
بحار، ج 10، ص 123.
هود، 46.
ميزان الحكمه
)
-
-
1390/02/19 06:08 بعد از ظهر
#4
مهمان نوازی پیامبر
سلمان می گوید .
به منزل پیامبر صلی الله علیه و اله وارد شدم . متکایی را که خود حضرت از ان استفاده می کرد
پشت من قرار داد جالب اینکه این عمل را نسبت به هر مهمانی انجام می داد . پیامبر برای مهمانان خود زیر
انداز پهن می کرد و هنگام غذا خوردن تا زمانی که مهمان مشغول خوردن غذا بود . از سفره کنار نمی کشید
روزی برادران و خواهران رضاعی پیامبر هر کدام جداگانه خدمت پیامبر صلی الله علیه و اله رسیدند . پیامبر نسبت
به خواهر بیش از برادر احترام کرد . برخی دلیل این تفاوت را پرسیدند . پیامبر فرمودند چون این خواهر احترام پدر و
مادرش را بیشتر رعایت می کرد و من نسبت به او علاقه زیادتری دارم
سنن النبی ص53و67
-
-
1390/02/20 01:37 بعد از ظهر
#5
سیره شناسی » نیاز همیشه امت
آیه ی 21 سوره ی احزاب، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را یک اسوه ی حسنه ی تام و تمام معرفی می کند:
«لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجوا الله والیوم الاخر و ذکرالله کثیرا .»
به تحقیق رسول خدا برای شما نمونه ی نیکویی است، برای هر کس که امید به خدا و روز جزا دارد و بسیار یاد خدا می کند .
پیامبر برای مسلمانان یک منبع، یک معدن و مرکزی است که می توانند کلیه ی اعمال، رفتار و وظایف خود را از این منبع و معدن استخراج کنند . خود را در همه ی امور منطبق با آن حضرت بسازند ; و این یک امر ثابت و همیشگی است . و یکی از احکام رسالت آن حضرت و ایمان مسلمانان، آن است که ایشان به وی تاسی کنند، هم در گفتارش و هم در رفتارش
معرفی پیامبر به عنوان «اسوه ی حسنه » بزرگ ترین تفاوت میان مکتب انبیاء و غیر آن است، چرا که مکتب انبیاء از خصوصیت عملی بودن و توجه به عینیت داشتن برخوردار است . در مکتب انبیاء نمونه ای برای پیروی عملی ارائه می شود، نمونه ای که روشهای عملی آن در کلیه ی شئون فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... قابل دست یابی و پیروی عملی و عمل از جانب پیروان مکتب است . این موضوع در دین اسلام، شاخص تر، جدی تر و روشن تر مطرح است، چرا که اسلام آخرین دین الهی است ; لذا لازم است ، «امت » نمونه ای «تمام عیار» و «قابل پیروی » برای همه زمان ها در تمام شرایط داشته باشند . حضرت امیر علیه السلام پیامبر را به عنوان نمونه ای کافی معرفی می کند و می فرماید:
«و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله کاف لک فی الاسوة .»
پیروی کردن از رفتار رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم و [اقتدا به] از پیامبر، برای شما کافیست .
«فتاس بنبیک الاطیب الاطهر - صلی الله علیه و آله - فان فیه اسوة لمن تاسی و عزاء لمن تعزی، و احب العباد الی الله، المتاسی بنبیه و المقتص لا ثره »
بنابراین از پیامبر پاک و پاکیزه ات پیروی کن، زیرا راه و رسمش سرمشقی است برای آن کسی که بخواهد تاسی جوید و انتسابی است عالی برای کسی که بخواهد منتسب گردد . و محبوب ترین بندگان نزد خداوند کسی است که از پیامبرش سرمشق گیرد و قدم به جای قدم او گذارد .
بدین ترتیب با ارائه یک اسوه جامع و کامل در همه ابعاد و در عینیت امور، مسلمانان مامور اقتداء مطلق آن وجود گرامی اند و کسی که پا در جای پای او گذارد، محبوب ترین بندگان نزد حضرت حق است ; و این امر مبین کلام خدا می باشد که فرمود:
«قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله »
بگو ای پیامبر! اگر خدا را دوست می دارید، از من تبعیت نمایید تا خداوند شما را دوست بدارد .
با تاسی از این نمونه ی کامل و کافی است که انسان به سوی کمال مطلق رهنمون می شود و وجوب اقتداء برای همین است . (6)
مساله «نمونه ها» از مسایل بسیار مهم و اساسی اسلام است ; زیرا نمونه طلبی و نمونه پذیری، جبلی و ذاتی انسان است و انسان بدون اسوه و مقتدا، توانایی سیر به سوی کمال را ندارد . انسان هایی که در مراحلی از زندگی خویش فاقد نمونه می شوند، آن مراحل دوران سرگشتگی و حیرانی آن هاست . نمی دانند در کدام جهت بروند، با کدام سرعت حرکت کنند، چگونه با موانع راه برخورد نمایند و چه روشی را در حرکت و در رویارویی با مسایل و مشکلات پیش گیرند .
اسلام برای هدایت انسان ها به سرمنزل مقصود و سیر از ملک تا ملکوت، در قالب کلمات به صورت قرآن ظهور یافته و در قالب اعمال به صورت اسوه حسنه (پیامبر یا امام). چنان چه انسان «اسوه حسنه » را نشناسد و او را «مقتدای » خویش «در همه زمینه ها» نداند، حتما نمونه های منفی و کاذب را مقتدای خویش می گیرد، زیرا نمی توان بدون «اسوه » زندگی کرد .
آیه ی 21 سوره ی احزاب
السید محمد حسین الطباطبایی، المیزان فی التفسیر القران، دارالکتاب الاسلامی ، قم، 1393 ق، ج 16، ص 288 .
نهج البلاغه، خطبه ی 160 .
آل عمران/29 .
-
-
1390/04/09 07:44 بعد از ظهر
#6
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر اسلام به همه اقشار جامعه توجه و عنایت داشتند و تا حد امکان، هر یک از افراد را در مسیر رشد و تکامل قرار می دادند یکی از اقشار مورد توجه ایشان جوانان بودند که در اینجا نمونه هایی از برخوردهای ایشان با جوانان بررسی می کنیم:
1- جوانى به نام «زيدبن حارثه» در يكى از جنگها اسير شد و دست به دست گشت تا به رسول خداصلى الله عليه وآله رسيد و در محضر او برده اى بود. او پدرى ثروتمند داشت كه براى خريدن پسرش نزد پيامبر آمد و گفت: او را به من بده و فديه اش را بگير.
پيامبر فرمود: اختيار با خود اوست اگر خواست برگردد، من بدون فديه و رايگان او را به شما بر مى گردانم. زيد حاضر شد و سخنان پدر را شنيد و گفت: من برنمى گردم. پيامبر كه عشق و وفادارى زيد را نسبت به اسلام و خودش مشاهده كرد، در كنار كعبه به مردم فرمود: من او را پسر خوانده خود قرار دادم و دختر عمه خود را كه زنى آزاد بود به عقد او كه برده بود در آورد. در اين حركت، پيامبرصلى الله عليه وآله دو عادت جاهلى را شكست. يكى اجازه داد برده، فرزندش باشد. دوم اجازه داد زن آزاد، آن هم دختر عمه پيامبر، همسر يك برده شود.(*)
2- پيامبر در آستانه رحلت، جوانى به نام «اسامه» را فرمانده لشكر كرد و تمام بزرگسالان را مأمور كرد تا از اين جوان 18 ساله اطاعت كنند و فرمود: خدا لعنت كند كسى كه از لشكر اسامه سرباز زند.
3- پيامبر پيش از هجرت به مدينه، جوانى به نام «مصعب» را مسئول تبليغ اسلام در مدينه كرد. او جوانى بسيار زيبا از خانواده اى بسيار مرفّه بود كه در مكه دور از چشم بستگان به حضرت ايمان آورد. والدين تمام امكانات حتى لباس او را گرفتند. او پلاسى به دور خود گرفت و محضر پيامبر اكرم آمد و وفادارى خود را به اثبات رساند و در جنگ احد جزء ياران حضرت شهيد شد.
4- على بن ابيطالب عليه السلام كه به هنگام هجرت پيامبرصلى الله عليه وآله از مكه به مدينه، 23 سال بيشتر نداشت بسيار مورد احترام پيامبرصلى الله عليه وآله بود.
5 - جعفر طيار - برادر حضرت على عليه السلام - جوانى بود كه بنيانگذار اسلام در آفريقا شد.
(*) گر چه اين ازدواج خيلى ادامه پيدا نكرد و كار به طلاق كشيده شد و پيامبرصلى الله عليه وآله اين همسر طلاق گرفته شده را به عقد خود درآورد تا در اين عمل دو ضربه اى كه به دختر عمه خورده بود: (يكى همسر برده شدن و يكى آنكه آن برده هم او را نگه نداشت،) جبران كند. به علاوه به مردم بگويد (بر خلاف آداب جاهليت) گرفتن همسر پسر خوانده مثل گرفتن همسر پسر ممنوع نيست.
« با استفاده از کتاب: سیره پیامبر با نگاهی به قرآن كریم »
-
-
1390/04/10 06:51 بعد از ظهر
#7
بسم الله الرحمن الرحیم
« عبادت پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) »
یکی از زمینه هایی که در زندگی پیامبر خدا می تواند الگوی ما، در رابطه با ارتباط ما با آفریدگارمان باشد روش عبادت و بندگی ایشان است.آن حضرت چون پاسى از شب مى گذشت از بستر برمى خاست و پس از گرفتن وضو و زدن مسواك و تلاوت آیاتى چند از قرآن كریم، در گوشه اى به عبادت مى پرداخت و اشك مى ریخت. بعضى از همسرانش كه او را به این حال مى دیدند مى گفتند: تو كه گناهى ندارى چرا این قدر اشك مى ریزى؟ مى فرمود: آیا بنده شکر گزاری برای خدا نباشم؟
امّ سلمه مى گوید: شبى پیامبر در خانه من بود، نیمه شب، او را نیافتم به سراغش شتافتم، دیدم در تاریكى ایستاده، دستها را بلند كرده، اشك مى ریزد و مىگوید: خدایا! نعمتهایى كه به من داده اى از من مگیر، دشمنم را خشنود مكن، به بلاهایى كه مرا از آنها نجات دادى گرفتارم مكن، حتى به اندازه چشم بر هم زدنى مرا به خود وامگذار. به او گفتم پدر و مادرم فدایت شوند، شما كه بخشوده شده اى! فرمود: هیچ كس از خدا بى نیاز نیست. حضرت یونس لحظه ای به خود واگذار شد، در شكم ماهى زندانى شد. ( بحارالانوار، ج 16، ص217 )
به هنگام نماز مى لرزید و هرگاه نماز را به تنهایى مى خواند ركوع و سجود آن را طول مى داد ولى هرگاه به جماعت نماز مى خواند بسیار عادّى و ساده برگزار مى كرد. به یكى از یارانش كه امام جماعت سایر مسلمانان شده بود سفارش فرمود: هرگاه با مردم به نماز مى ایستى سعى كن بعد از حمد، سوره كوچكى قرائت كنى و نماز را طول ندهى.
« با استفاده از کتاب: سیره پیامبر با نگاهی به قرآن كریم »
-
-
1390/04/10 07:13 بعد از ظهر
#8
بسم الله الرحمن الرحیم
«مقایسه ی سادگى در سیره پیامبر اكرم (ص) و وضع جهان امروز»
ساده زیستی پیامبر در همه ی شئون زندگی می تواند همواره برای ما الگو باشد و تأثیرات خاص خود را در زندگی ما و دیگران داشته باشد ولی ما مسلمانان از بسیاری از آن روشهای آن پیامبر رحمت یا بی خبریم و یا غافل. مسجد ساده پیامبر با ده ستون از تنه درخت خرما همراه با اذان برده سیاهى به نام بلال دنیا را تكان داد ولى مسجد امروز مدینه با صدها پایه از سنگ مرمر و مناره هاى بسیار بلند هیچ كشورى را تكان نمى دهد.
در اینجا بد نیست نگاهى به وضع جهان در این روزها بیفكنیم تا ببینیم روبه رشد هستیم یا سقوط و آیا راه نجاتى جز پناه بردن به راه خدا و رسول داریم؟
امروزه بازى ها جدّى گرفته شده و جدّى ها بازى.
ابزار تأمین پیشرفت كرده ولى امنیت عقب رفته است.
كتاب زیاد ولى حوصله مطالعه كم شده است.
مناره ها بلند، بلالها كوتاه.
تجمّلات اصل و معنویات فرع.
درآمدها زیاد، آسایشها كم.
علم رشد كرده ولى عاطفه تنزل.
خدمات توسعه یافته ولى صفا و صمیمیت كم رنگ شده.
اظهار محبت زیاد ولى روح محبت كم.
اتوبانها وسیع شده، ولى نقطه نظرها باریك شده است.
مقام بالاتر، ارزشها كمتر.
تحصیلات بالاتر، احساسات كمتر
مى آموزیم كه چگونه درآمد اضافه كنیم،اما چگونه زندگى كردن را بلد نیستیم.
خانه ها بزرگتر، خانواده ها كوچكتر.
سالهاى زندگى طولانى، حقیقت زندگى كمتر.
شعار بیشتر، عشق كمتر.
تسهیلات بیشتر، وقت كمتر.
دانش بیشتر، بینش كمتر.
در راه رفتن به كره ماه هستیم،
اما از رفتن به خانه همسایه غافلیم.
فضاى خارج از زمین را فتح كرده ایم،
اما از فضاى داخل خانه غافلیم.
درآمدها بالاتر رفته، اخلاقیات پایین.
بر كمیت افزوده ایم، از كیفیت كاسته شده.
قامت افراد بلند، فكر افراد كوتاه.
منفعتها سرریز، دل بستگى ها سرازیر.
درآمدها چند برابر، جدایى ها چند برابر.
آسایش بیشتر، لبخند كمتر.
خانه ها زیبا، اما پایه ها سست.
...
برای برطرف شدن این معضلات، راهی نیست جز بازگشت به سیره ی آن حضرت؛ که خداوند فرمود: « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة » ( همانا براى شما در (سیره ى) رسول خدا الگو و سرمشقى نیكوست ) [ سوره ی احزاب آیه: 21 ]
« با استفاده از کتاب: سیره پیامبر با نگاهی به قرآن كریم »
-